تو گفتی عاشقی معنا ندارد
جهان جز عاشقان رسوا ندارد
خدایا هر چه رسوائیست زیباست
جهان بی عاشقان معنا ندارد
کسی چون من خراب و عاشق ومست
به غیر از عاشقی رویا ندارد
خرابم کن ، خرابم کن ، خرابی
که غیر از دلبرش سودا ندارد
نوشته شده در 85/11/28ساعت 14:48 توسط مینا|
|

مراد ازگفتن نامت
تسلای خاطربود و بس
ورنه خود دانم که این لاف عقل است
حرفِ پیوند ، خیالی باطل است.
من کجا باشم ، تو کجا؟!
تو نباشی در خور رنگِ سیاه!
من همه رنگِ تباهی ـ تو فرشته!
تو خود صبح سپیدی!
تو خود عشق
تو خود مهرِفزونی!
من گاه با خود می گویم
که چرا بین من و تو
اینهمه فاصله است
اینهمه دوری راه...
اینهمه سختی هجر
که جدائیم چرا؟!
ع.م. آزاد
نوشته شده در 85/11/15ساعت 13:43 توسط مینا|
|

